خانواده داشتند ميرفتند كانادا، يه دفعه يه هواپيما از توي آسمون رد ميشه، پسر به پدر ميگه: بابا، چي مي شد ما هم مثل اون آدما سوار هواپيما ميشديم؟ پدر ميگه: خفه شو، شناتو بكن
برچسب: نویسنده: پارسا حبیبی تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 ساعت: 18:33